اكبر ترابى شهرضايى
241
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
ظاهراً مقصود روايت از تصريح ، صراحت اصطلاحى نيست كه مقابل ظهور قرار گيرد ؛ به دو قرينه : الف : تصريح در مقابل تعريض بهكار رفته و ظهور نيز با تعريض تقابل دارد . اگر كسى كلمهاى را بگويد كه ظهور در مطلبى دارد ، نمىگويند : او مطلب را به كنايه و تعريض گفت . ب : سه موردى كه در روايت مطرح است ، تصريح ندارد ؛ « لست لأبيك » ظهور در قذف دارد ؛ زيرا ، محتمل است مقصود گوينده اين باشد كه تو به پدرت شباهت ندارى و فضائل او در تو موجود نيست . اين احتمال هرچند خلاف ظاهر است ، ولى به هر حال احتمال است ؛ بنابراين ، مقصود از « فرية مصرحة » نمىتواند تصريح اصطلاحى باشد ؛ بلكه شامل ظواهرى مىشود كه در آنها احتمال خلاف جا دارد ، ولى عرف به آن اعتنا نمىكنند . 2 - وبإسناده عن محمّد بن الحسن الصفّار ، عن الحسن بن موسى الخشّاب ، عن غياث بن كلوب ، عن إسحاق بن عمّار ، عن جعفر عليه السلام ، أنَّ عليّاً عليه السلام كان يعزّر في الهجاء ولايجلد الحدّ إلّافي الفرية المصرّحة أن يقول : يا زان أو يابن الزانية أو لست لأبيك . « 1 » فقه الحديث : امام صادق عليه السلام فرمود : امير مؤمنان عليه السلام در مورد هجو حدّ نمىزد ؛ بلكه تعزير مىكرد . مگر در جايى كه فريهاى صريح باشد ، مانند اين كه بگويد : اى زانى ، يا اى پسر زن زنا كار ، يا تو پسر پدرت نيستى . دلالت اين روايت نيز مانند روايت گذشته است ؛ بنابراين ، مطلب اوّل تحريرالوسيله يعنى كفايت لفظ صريح يا ظاهر معتمدٌ عليه در حصول قذف تمام است . مطلب دوّم : علم گوينده به معناى كلمات اگر فردى غير عرب كلماتى كه در لغت عرب دلالت بر قذف و فريه دارد را استعمال كرد ، ولى علم و آگاهى به معناى آن نداشت ؛ هرچند مقابلش عرب باشد كه معناى آن الفاظ را مىفهمد . مثل اين كه بگويد : « أنت زان » يا « ليط بك » هر چند اجمالًا بداند حرف زشتى
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 453 ، باب 19 از ابواب حدّ قذف ، ح 6 .